محمد مهرسام جانمحمد مهرسام جان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

یه دنیای جدید و زیباتر با تو

من و هادی و مهرسام

1392/5/4 13:50
نویسنده : سحر
449 بازدید
اشتراک گذاری

با سلام به همه‌ی دوستان گلم

از پیام‌های زیبای همگی ممنونم. من و نی‌نی و بابای نی‌نی خوب هستیم و داریم اولین تجربه‌های بچه‌داری رو به دست می‌آریم.مهرسام ما پسر خوبیه و نهایت همکاری رو با مامان و باباش می‌کنه. این روزها بیشتر کارهاش رو مامانم انجام می‌ده و من هنوز نه شستمش و نه حمومش کردم. مهرسام شیر مادر میخوره از این بابت خیلی راضی‌ به نظر می‌رسه و یه کوچولو زردی داره که امیدوارم زودی خوب بشه و مارو از نگرانی در بیاره

من هم دارم همه‌ی تلاشم رو می‌کنم که زودتر روال زندگی به قبل برگرده و بتونم خودم از نی‌نی نگهداری کنم. حال خودم هم داره بهتر می‌شه و یواش یواش دارم سحر قبلی می‌شم. از نظر وزنی هم خدا رو شکر در هفت روز اول هفت کیلو کم کردم و الآن فقط ٦ کیلو با قبل از حاملگی فرق دارم.

همون طور که گفتم مهرسام جون ما پنجشنبه ٢٧/٤ دنیا اومد و یک دنیا شادی برای مامان و باباش هدیه آورد. لحظه‌ی تولد مهرسام برای من و هادی جون جاودانه‌ترین لحظه‌ی زندگیمون باقی خواهد موند. لحظه‌ای که هر دو به نوزادی که بعد از ده سال قدم به خونه‌ی عشقمون گذاشته بود عاشقانه نگاه می‌کردیم.

مهرسام گلم، پسر نازم، ازت ممنونم که من و هادی جون رو به عنوان مادر و پدرت انتخاب کردی و ما رو لایق دونستی. خوشگلکم اگه من می‌دونستم که شما قراره نی‌نی ما باشی نمی‌دونستم چطوری این نه ماه رو به انتظار زیباترین فرشته‌ی الهی بشینم. من و هادی چطوری تونستیم بدون وجود شما این همه سال طعم خوشبختی رو بچشیم. الآن که خوب فکر می کنم خوشبختی رو در وجود تو نازنینم که حاصل عشقی جاودانه هستی پیدا می‌کنم و بس.

پست بعدی خاطرات زایمان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

آرشینا
7 مرداد 92 9:02
امیدوارم فقط شبها کولیک نداشته باشه

خوشحالم که زندگیتون طعم و رنگ جدید یگرفته عزیزم !




مامانی آرتین
13 مرداد 92 10:15
مهرسام نازنینم منتظر دیدن عکسای جدیدتم عشق خاله



به زودی میزارم وقتم خیلی پره ببخش خاله جون
مامانی آرتین
17 مرداد 92 14:51
خاله جون یه نظر سنجی داریم.لطفا یه سر به وبمون بزنین


حتمآ